بایگانی برچسب: s

دوره فشرده آموزش طراحی تجربه کاربری : درس ۱۵

دوره فشرده آموزش طراحی تجربه کاربری : درس ۱۵

از نوشته های من در uxbook.org

ماموریت من در ارائه این ۳۱ درس این است که ، طراحان (یا طراحان مشتاق) بیشتری در طراحی تجربه کاربری شروع به کار کنند. بهترین مکان برای شروع یادگیری هر چیز از ابتدای آن است.

@JoelMarsh


همانطور که در درس های قبلی نیز گفته شد وقتی موضوعی به دفعات تکرار می شود، الگویی نیز متناسب با آن موضوع ساخته می شود، در همین راستا، قرارگیری چند شکل در کنار یکدیگر نیز می تواند در نگاه کاربر شکل جدیدی را بسازد. در این مقاله به بررسی تاثیر الگوها در طراحی می پردازیم.

تنش بصری یا visual  tension مفهومی است که اگرچه بسیار ابتدایی به نظر می رسد اما استفاده از آن در طراحی به دلیل عملکرد مغز انسان در تمایل به یافتن الگوهای غیرواقعی، می تواند نتایج شگفت آوری به همراه داشته باشد.

تنش خطی (Line Tension)

تصویر اول را به خاطر دارید؟ هشت اردک در یک صف، در این تصویر ما هشت اردک مجزا را نمی بینیم، بلکه یک صف را می بینیم، این پدیده، تنش خطی نام دارد، مشاهده یک خط (صف) یا مسیر، در حالی که چنین چیزی وجود ندارد. مطابق این پدیده، چشمان ما یک مسیر را دنبال می کند تا به انتهای آن برسد، و استفاده از این موضوع می تواند بی نهایت در طراحی سودمند باشد، چرا که اگر در قسمتی از این مسیر یک فضای خالی ایجاد شود، آن قسمت بسیار مورد توجه قرار خواهد گرفت.

تنش کناره ها (Edge Tension)

اگر از تنش خطی بیش از یکبار استفاده شود، نتیجه آن به وجود آمدن شکلی خیالی در ذهن کاربر خواهد بود. در تصویر دوم، اردک ها به گونه ای چیده شده اند که به نظر می رسد در لبه های یک مربع قرار گرفته اند، این چیدمان می تواند به صورت ۱۲ اردک، یا چهار گروه سه تایی از اردک ها در نظر گرفته شود، اما ذهن ما ترجیح می دهد که یک مربع را در این تصویر ببیند؛ در این ساختار می توان با قرار دادن یک آیتم در میان شکل ساخته شده یا فضای خالی روی اضلاع آن، تمرکز کاربر را به آن آیتم جلب نمود.

با استفاده از موارد گفته شده به سادگی می توان توجه کاربر را به یک نوشته یا گزینه ای که باید بر روی آن کلیک شود جلب نمود، در این صورت در عین سادگی، یک طرح منسجم و بسیار کارا خواهیم داشت، چرا که برای ایجاد تغییرات تنها کافیست اشکال سازنده تنش خطی یا کناره ها را تغییر دهیم تا مفهوم مجازی شکل گرفته نیز متناسب با آن ها تغییر کند.

لازم به ذکر است در ایجاد چنین مواردی می توان از خلاقیت های بسیاری استفاده نمود، برای مثال هیچ ضرورتی وجود ندارد که همانند تصویر دوم، بین اردک ها فضای خالی نیز وجود داشته باشد، یا تنها از رنگ های مشخص و ثابتی استفاده نمود، بلکه عنصر کلیدی، ایجاد یک ریتم مشخص از برخی خصوصیات ظاهری، نظیر رنگ و اندازه است که کاربر بتواند با دنبال کردن آن ها به مفهومی جدید در طرح رسیده و در ساده ترین حالت ممکن، به سمت گزینه مورد نظر طراح هدایت شود.

منبع : http://thehipperelement.com

لینک مطلب در uxbook.org

دوره فشرده آموزش طراحی تجربه کاربری : درس ۳، معرفی ۵ عنصر اصلی در طراحی تجربه کاربری

از نوشته های من در uxbook.org

ماموریت من در ارائه این ۳۱ درس این است که ، طراحان (یا طراحان مشتاق) بیشتری در طراحی تجربه کاربری شروع به کار کنند. بهترین مکان برای شروع یادگیری هر چیز از ابتدای آن است.

@JoelMarsh


 

۵ عنصر اصلی UX 
روانشناسی ، کاربردپذیری ، طراحی ، کپی ­رایتینگ ، تحلیل

 

اگرچه تجربه کاربری فرآیندی است که خود شامل تعداد زیادی از موارد مستقل و وابسته به یکدیگر می­شود، اما می­توان از بین آن­ها پنج مورد را به عنوان اصلی ترین ارکان پایه­های تجربه­کاربری در نظر گرفت:

  • روانشناسی (Psychology)
  • کاربردپذیری (Usability)
  • طراحی (Design)
  • کپی ­رایتینگ (Copywriting)
  • تحلیل (Analysis)

بدیهی است که معرفی کامل هر یک از عناوین مطرح شده، نیازمند محتوایی مجزا و دقیق است که در آن تمامی جزییات مربوطه نیز مدنظر قرار بگیرند، اما با این وجود در این مطلب سعی می­شود تا با ارایه توضیحاتی کاربردی و سودمند درباره پنج عنصر اصلی تجربه­کاربری با آن­ها بیشتر آشنا شویم:

 

  1. روانشاسی

کاربران دارای سلایق و دیدگاه­های متفاوتی هستند و هیچ الزامی وجود ندارد که طراحی مورد تایید شما از نظر مخاطب نیز قابل قبول باشد، بدین ترتیب ارزیابی دقیق مخاطب نهایی و درک نیازمندی­های وی پیش از شروع پروژه، می­تواند مطمئن­ترین راهکار برای کاهش ریسک­های مربوط به طراحی و استفاده بهینه از منابع مالی و زمان باشد.

پیشنهاد می­شود در راستای موارد مطرح شده، عملکرد کاربر در صفحات مورد نظر در قالب پرسش­های زیر و پاسخ­های آن­ها به دقت مدنظر قرار بگیرند:

  • انگیزه کاربر از حضور در این صفحه چیست؟
  • کاربر تحت تاثیر چه مواردی قرار خواهد گرفت و کدام بخش از احساسات وی بیشتر تحریک می­شوند ؟
  • کاربر برای دستیابی به هدف مورد نظر خود چه کارهایی باید انجام دهد؟
  • در صورت تکرار فرآیندهای ارایه شده، چه عادتی به وجود خواهد آمد؟
  • پس از کلیک کردن چه انتظاراتی باید برآورده شود؟
  • آیا به کاربران اطلاعاتی ارایه می­شود که تا کنون از آن آگاهی نداشته­اند؟
  • آیا این مسیری است که آن­ها مجدد طی خواهند کرد؟ به چه دلیل؟ چندبار؟
  • شما نیازهای کاربر را مدنظر قرار داده­­اید یا دیدگاه خودتان را؟
  • چه پاداشی برای رفتار مناسب ارایه می­شود؟

 

  1. کاربردپذیری

اگر موارد مربوط به روانشناسی را به ذهن ناخودآگاه کاربر مربوط بدانیم، در مقابل مفهایم کاربردپذیری بسیار به فعالیت ­های آگاهانه وابسته است، به عنوان مثال پیچیدگی بیش از حد یک فرآیند، موردی است که به آسانی توسط کاربر درک می شود. (البته این ویژگی در برخی موارد نظیر سناریوهای طراحی شده در مراحل یک بازی متفاوت است، چرا که در این شرایط، پیچیدگی بیشتر لذت بیشتری را برای مخاطبِ بازی به همراه می­آورد.) به طور کلی باید مسیر پیش روی کاربر تا حد امکان ساده و صریح طراحی شود و کمترین وابستگی به سایر بخش­ها در آن وجود داشته باشد.

پیشنهاد می­شود درباره اصول کاربردپذیری پرسش­های زیر و پاسخ­های آن­ها به دقت مدنظر قرار بگیرند:

  • آیا می­توان فرآیند را به گونه­ای طراحی کرد که نیاز کمتری به ثبت داده­ها توسط کاربر در آن باشد؟
  • آیا می­توان تا حد امکان از ایجاد خطا توسط کاربر جلوگیری نمود؟
  • آیا مسیر در ساده­ترین حالت ممکن طراحی شده است یا برای طی کردن آن نیازمند اندکی ذکاوت هستیم؟
  • آیا طراحی به گونه ای است که یافتن هدف موردنظر آسان می باشد، و نادیده گرفتن آن سخت به نظرمی رسد و یا به صورتی است که به صورت ناخود آگاه به دنبال آن باشیم؟
  • آیا طراحی همراه با دیدگاه کاربر است یا در تقابل با آن؟
  • آیا تمامی مواردی که کاربر باید بداند به او ارایه شده است؟
  • آیا انجام فرآیند به سادگی سایر فعالیت­های روزانه است؟
  • آیا در طراحی نیازمندی­ها و منطق کاربران مورد توجه بوده است یا سلیقه طراح؟
  • آیا بدون خواندن راهنما هم می­توان از موارد ارایه شده استفاده نمود؟

 

  1. طراحی

در طراحی تجربه کابری، مفهوم کلمه «طراحی» با آنچه سایر طراحان انجام می­دهند متفاوت است، در تجربه کاربری، مقصود از طراحی، چگونگی کارکرد یک فرآیند و طی کردن مسیر مورد نظر توسط کاربر است که می­توان به دقت آن را مورد ارزیابی قرار داد، از این رو طراحی تجربه­کاربری با مفهوم طراحی در گرافیک بسیار متفاوت است.

برای ارزیابی مفهوم طراحی در تجربه­کاربری، پیشنهاد می­شود پرسش­های زیر و پاسخ­های آن­ها به دقت مدنظر قرار بگیرند:

  • آیا طرح ارایه شده مورد پسند کاربران است و به سرعت به آن اعتماد می­کنند؟
  • آیا کاربر بدون نیاز به ارایه توضیحات تکمیلی متوجه هدف اصلی می­شود؟
  • آیا کاربر متوجه تمایز خدمات ارایه شده با سایر برندهای مشابه می­شود؟
  • آیا طراحی به گونه­ای است که نگاه و توجه کاربر به قسمت موردنظر طراح جلب شود؟
  • آیا رنگ­ها، اشکال هندسی، تصاویر و سایر موارد مورد استفاده به گونه­ای هستند که کاربر را برای دسترسی به موضوع مورد نظر همراهی کنند و جزییات بیشتری را به وی ارایه نمایند؟
  • آیا مواردی که قابلیت کلیک بر روی آن­ها وجود دارد از نظر ظاهری با سایر اجزای خنثی صفحه متفاوت هستند؟

 

  1. کپی ­رایتینگ

تفاوت بسیاری در نحوه نگارش متن برای معرفی یک برند (کپی رایتینگ تجاری) و ارایه متنی متناسب با اصول تجربه کاربری وجود دارد، در مورد اول ساختار متن به گونه­ای است که در آن تصویری مطلوب از سازمان برای مخاطب ترسیم می­شود اما در تجربه­کاربری باید موارد ارایه شده تا حد امکان ساده و صریح بیان شوند، برای آشنایی بیشتر با این موضوع پیشنهاد می­شود پرسش­های زیر و پاسخ­های آن­ها به دقت مدنظر قرار بگیرند:

  • آیا تمامی موارد ارایه شده مربوط به نیازمندی­های کاربر است؟
  • آیا مسیر به گونه­ای طراحی شده است که کاربر پروسه مد نظر را تا پایان تکمیل نماید؟ آیا اهداف کارفرما هم برآورده می­شود؟
  • آیا قسمتی از متن که بیشتر مورد تاکید است از نظر رنگ و اندازه با سایر قسمت­ها متفاوت است؟
  • آیا متن ارایه شده اطلاعات جدیدی به کاربر می­دهد یا تنها تکرار مفاهیم گذشته برای وی است؟
  • آیا متن نوشته شده صریح، ساده و کاربردی است؟

 

  1. تحلیل

آنالیز و تحلیل داده­ها یکی از مواردی است که متاسفانه اکثر افراد فعال در زمینه تجربه­کاربری تسلط کافی بر آن ندارند؛ این بخش یکی از مهمترین ارکان تجربه­کاربری بوده که نه تنها موجب افزایش ارزشمندی مباحث UX می شود، بلکه از وجوه تمایز آن با سایر رویکردهای طراحی نیز به حساب می­آید، از این رو توجه هرچه بیشتر به مباحث مطرح شده در این مرحله می­تواند تضمین کننده میزان موفقیت نهایی پروژه نیز باشد.

در ادامه پیشنهاد می­شود پرسش­های زیر و پاسخ­های آن­ها به دقت مدنظر قرار بگیرند:

  • شما از داده­های موجود برای کشف حقایق جدید استفاده می­کنید یا برای اثبات دیدگاه خود؟
  • شما به دنبال حقایق تاثیرگذار هستید یا دیدگاه­های منفعل؟
  • آیا پیش از تصمیم­گیری نهایی به جمع آوری نظرات مخاطبین پرداخته­اید؟
  • آیا می­دانید کاربران با توجه به چه مواردی تصمیم­گیری می­کنند؟
  • آیا تنها به دنبال داده­های کمی هستید یا کیفیت داده­ها نیز مورد توجه است؟
  • آیا ملاک­های ارزیابی مورد استفاده شده به طور صحیح انتخاب شده­اند؟
  • آیا به دنبال نظرات مخالف و نتایج نامناسب نیز هستید؟
  • چگونه نتایج حاصل از آنالیز داده­ها به شما کمک می­کند؟

 

منبع : http://thehipperelement.com

 

لینک مطلب در uxbook.org